حسین جان



: امام حسین ع

این مردم را به یاد خدا فرا خواندم؛ اما خدا را به یاد نیاوردند.

و آنان را موعظه کردم؛ اما پند نگرفتند.

پس اینک جز کشتن من هدفی ندارند و ناچار شما مرا در بهشت

ملاقات خواهید کرد،

ولیکن شما را به تقوای الهی وصیت میکنم...

 

_پی نوشت:

خوبه یه کم رو این دوتا جمله فکر کنیم:

شما را به تقوای الهی وصیت میکنم

به ناچار شما مرا در بهشت ملاقات میکنید

وقتی این دوتا جمله رو کنار هم میذاریم به یه نتیجه میرسیم:

برای ملاقات امام حسین باید تقوای الهی پیشه کرد.

نه اینکه از صبح که پا میشیم فکرِ همه جور گناه تو سرمون باشه،

همه کاری کنیم، به هرکاری خودمون رو مشغول کنیم، به هرکس و هرچیزی نگاه کنیم؛

بعد آخر شب بریم هیئت، با همون چشمها واسه اربابمون اشک بریزیم

و امام حسین رو تو همون دلی جا بدیم که از صبح

خیلی کسای دیگه رو توش جا دادیم!! کسایی که ارزشش رو نداشتن.

میدونم، میدونم، میدونم که اشک ریختن واسه امام حسین گناه ها رو پاک میکنه.

میدونم که هرچقدر هم پست باشیم باز نباید از ارباب رو برگردونیم...

همه ی اینا رو میدونم؛

 اما بیایم مردونه از همین محرم به وصیت آقامون عمل کنیم:

 

 ولیکن شما را به تقوای الهی وصیت میکنم...

در جنگ صفین؛ زهیر درسپاه معاویه بود و شمر درسپاه علی(ع)

ولی در کربلا؛ زهیر در سپاه حسین(ع) بود و شمر...

حال بنگر در چه راهی قدم برمیداری و به کجا میروی؟؟!!

 



طبقه بندی:  

۱۳۸٩/٩/٢٥ | پیام ها ()