حسین جان



محرم در پیش.....

یا امام رضا(ع)...

من ندیدم که کریمی، به کرم فکر کند

به چه مقدار به زائر بدهم، فکر کند

از شما خواستن، عشق است... ضرر خواهد کرد

هر که در وقت گدایی، به رقم فکر کند

بهتر این است که زائر اگر آمد به حرم

دو قدم عشق بورزد، سه قدم فکر کند

به کف صحن، به گنبد، به غم گوهرشاد

زیر این قبه، به هستی، به عدم فکر کند

به دو گلدسته، دو تا ساق، به دوشِ گنبد

به رواقی که شده پیشِ تو خم، فکر کند

به چرا سال گذشته دو سه بار و امسال-

فقط این بار.....  به این قسمتِ کم فکر کند!

به خودش... نه به کسانی که به یادش آمد

چون که در آیینه کاری حرم فکر کند

موقع دست به سینه شدن و عرض سلام

کربلایی شده هر کس به علم فکر کند

چون که از بابِ جواد تو کسی داخل شد

خنده دار است که دیگر به قسم فکر کند

دیر وقتیست که تا در حرمت دَم بدهد

جای دم، حضرت عیسی به دو دم فکر کند

بهترین نوع زیارت شده این که امشب-

هم کسی گریه کند پیش تو.... هم فکر کند!!

میلاد با سعادت آقام علی بن موسی الرضا تبریک و تهنیت باد...

 

 

دیدم مادرم داره آش درست میکنه

سوال کردم: مادر... آشِ چی میپزی؟

گفت: آش پشت پا...

گفتم: از ما که کسی مسافرت نمیره!

گفت: حسین (ع) امشب از مدینه به سمت کربلا راه میفته!

گفتم: چرا تو؟؟

گفت: آخه حسین مادر نداره..!!

 

 

رمضان رفت و تو در خواب و محرم در پیش...

ترسِ من کرب و بلایی است که امضا نشود..!!

.

.

.



طبقه بندی:  

۱۳٩۳/٦/۱٥ | پیام ها ()