حسین جان



حسین(ع) هنوز مظلوم است

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید

ستار گلمکانی؛ صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یکماه تکیه راه می اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل میمالد و 11ماه هم سرشان شیره!!

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید

قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می شود و میانداری میکند و روزها مردم را لخت میکند و زورگیری!!

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید 

فرشید، پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع میکند و آخرین ورژن پوسترهای حضرت علی اکبر و حضرت عباس را در بساطش پهن میکند.


حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید 

آقای شالچی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه میکند و تا آخر سال هم تمام مشتریهایش را!!

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید 

قادر، روزهای تاسوعا و عاشورا قمه میزند و علم میکشد، ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی افتد..


 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید 

سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه ی خدا نزدیک مدارس دخترانه است، در دسته های عزاداری اسفند دود میکند..

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید 

نیما، پشت ماشینش مینویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی؛  سگ ١١ماهه اش دور نمیشود!!

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید 

حاج ........، مداح معروف شهر، بابت ٧ روز مداحی، حقوق ٢۵٠ روز یک کارگر را میگیرد..

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید 

جباری؛ رئیس شرکت لبنیات شیر تو شیر، ٣٠ شب شیر صلواتی به خلق خدا میدهد و ٣٣۵ روز هم با اضافه کردن آب، شیره اشان را میدوشد!!

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید 

به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر معصیت ما میگرید...

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید

هیئت امنائ مسجد.........(ع)! درست وقت اذان ظهر عاشورا، اطعام عزاداران را شروع میکنند و بعد از آن با انرژی و فلوت و طبل و دقل، سینه میزنند و گریه میکنند...

 

 حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید

کل یومٍ عاشورا یعنی

١٠ روز و شب غم و گریه

کل عرضٍ کربلا یعنی

چند مسجد و چند تکیه!!

 

حسین(ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد

او هم می رود...

تا سال بعد!!!

تا یاد بعد!!!

اسامی بالا به انتخاب نویسنده بوده و متوجه ی شخص خاصی نمیشود.



طبقه بندی:  

۱۳۸٩/٩/٢٥ | پیام ها ()

: امام حسین ع

این مردم را به یاد خدا فرا خواندم؛ اما خدا را به یاد نیاوردند.

و آنان را موعظه کردم؛ اما پند نگرفتند.

پس اینک جز کشتن من هدفی ندارند و ناچار شما مرا در بهشت

ملاقات خواهید کرد،

ولیکن شما را به تقوای الهی وصیت میکنم...

 

_پی نوشت:

خوبه یه کم رو این دوتا جمله فکر کنیم:

شما را به تقوای الهی وصیت میکنم

به ناچار شما مرا در بهشت ملاقات میکنید

وقتی این دوتا جمله رو کنار هم میذاریم به یه نتیجه میرسیم:

برای ملاقات امام حسین باید تقوای الهی پیشه کرد.

نه اینکه از صبح که پا میشیم فکرِ همه جور گناه تو سرمون باشه،

همه کاری کنیم، به هرکاری خودمون رو مشغول کنیم، به هرکس و هرچیزی نگاه کنیم؛

بعد آخر شب بریم هیئت، با همون چشمها واسه اربابمون اشک بریزیم

و امام حسین رو تو همون دلی جا بدیم که از صبح

خیلی کسای دیگه رو توش جا دادیم!! کسایی که ارزشش رو نداشتن.

میدونم، میدونم، میدونم که اشک ریختن واسه امام حسین گناه ها رو پاک میکنه.

میدونم که هرچقدر هم پست باشیم باز نباید از ارباب رو برگردونیم...

همه ی اینا رو میدونم؛

 اما بیایم مردونه از همین محرم به وصیت آقامون عمل کنیم:

 

 ولیکن شما را به تقوای الهی وصیت میکنم...

در جنگ صفین؛ زهیر درسپاه معاویه بود و شمر درسپاه علی(ع)

ولی در کربلا؛ زهیر در سپاه حسین(ع) بود و شمر...

حال بنگر در چه راهی قدم برمیداری و به کجا میروی؟؟!!

 



طبقه بندی:  

۱۳۸٩/٩/٢٥ | پیام ها ()

: مسلم ابن عقیل

 

حسین جان

پیکِ مجروحِ تو، شرمنده ات آقا شده است

یار آواره ات ای یار، چه تنها شده است

عرق شرم من و اشک دو چشمان من است

اگر این شهر شبیه شب دریا شده است

تا که خاکی نشده معجر زینب برگرد

که برای حرمت کوفه مهیا شده است

خبرت آمده و دست به کارند همه

شهر آذین شده، بازار چه غوغا شده است

سنگ ها دست به دست از همه جا جمع شده

پای خاکستر و آتش همه جا وا شده است

کوچه هایش چقدر مثل مدینه تنگ است

وای هر کوچه پر از روضه زهرا شده است

شیرخواران پس از این خواب ندارند که با

تیر چون نیزه ی خود هرمله پیدا شده است

از همان روز که دیدند چه دارد با خود

حرف شش ماهه زدن بر نوک نی ها شده است

من از آن کعب نی و هلهله ها فهمیدم

که از امروز سر طفل تو دعوا شده است

گوشواره، گل سر، چارقد و گهواره

رسم سوغاتی نامردم اینجا شده است

گرمی مجلس نامحرم بی پروایش

خنده بر بی کسی دختر نوپا شده است

هیزم آورده بریزد به تنورش خولی

در تنوری که به امید تو بر پا شده است

آه برگرد که در بین حرامی هایش

سند سوختن دخترت امضا شده است

 

_پی نوشت:

بچه که بودم وقتی میگفتن: کل یومٌ عاشورا، کل عرضٌ کربلا، نمیدونستم یعنی چی، اما میدونستم که امام حسین رو خیلی دوست دارم، واسش سینه میزدم و گریه میکردم.

یه کم که بزرگ شدم فهمیدم یعنی " همه ی روزها عاشوراست و همه ی زمینها کربلا" فکر میکردم اگه همیشه و همه جا به یاد آقام امام حسین و ظلم هایی که به خودش و خانوادش شده باشم کافیه.

اما حالا که بزرگتر شدم تازه دارم میفهمم این جمله یعنی چی.

تازه دارم میفهمم یزید یه نفر بود توی یه زمان، اما مثل یزید زیاده، تو همه ی زمانها، و

این مائیم مائیم مائیم که باید مثل آقامون امام حسین(ع) باشیم تو همه ی زمانها...

 

آنان که رفتند کاری حسینی کردند،
و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند،

وگرنه یزیدی اند...

(دکتر شریعتی):

 

 

 

دوستای خوبم برای مشاهده ی قسمتهایی از کتاب "حسین وارث آدم" اثر دکتر شریعتی

روی ادامه ی مطالب کلیک کنید. توصیه میکنم حتماٌ بخونیدش!




ادامه مطلب

طبقه بندی:  

۱۳۸٩/٩/٢٥ | پیام ها ()

رحمت خدا ؛ حکمت خدا

کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند.
این مرد با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت ...
روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است.

به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خدا کرد که : خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد!


مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .

صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود!
وقتی سوار کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟

ناخدا پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم!



طبقه بندی:  

۱۳۸٩/٩/٢٥ | پیام ها ()

بین عشقای دو عالم به خدا علی رو عشقه

تکفیر دشمنان علی، رکن و کیش ماست

هر کس محب فاطمه شد، قوم و خویش ماست

ما هم کلام منکر حیدر نمی شویم

با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم

لعنت بر آنکه پایه گذار سقیفه شد

لعنت به هر کسی که به ناحق خلیفه شد



 

 

بر آن قومی که زهرا کرده لعنت

سخن  از  آشتی   معنا   ندارد

سخن  از  هفته  وحدت میارید

که سنی  در دل  ما  جا  ندارد

عمر محکوم و منفور است زیرا

رضایت  نامه  از زهـــــرا  ندارد



طبقه بندی:  

۱۳۸٩/٩/٢٥ | پیام ها ()

ملاقات با خدا

ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در، پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز،

عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.

با عشق، خدا»

امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: « من، که چیزی برای پذیرایی ندارم! » پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط ۵ دلار و ۴۰ سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید.

وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت: « خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟ »

امیلی جواب داد:« متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام. »

مرد گفت:« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: « آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید. » وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:

« امیلی عزیز،
از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم
با عشق ، خدا »



طبقه بندی:  

۱۳۸٩/٩/٢٥ | پیام ها ()

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

طبقه بندی:  

۱۳۸٩/٩/٢٥ | پیام ها ()